حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

214

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

داد تا از هيت خندقى حفر كنند كه از وسط زمين باديه عبور كرد تا كاظمه كه پس از بصره قرار دارد ، امتداد يابد و به دريا برسد ، و بر روى آن برجهاى ديدبانى و قلعه‌هايى بنا كرد ، و با برپا كردن پايگاه نظاى بدان نظم بخشيد تا مانع درگيرى اهل باديه با مردم سواد شود به سبب حفر اين خندق ، هيت و عانات از ناحيهء شاه فيروز خارج شد زيرا عانات روستاهاى پيوسته به هيت بودند . خورنق : عربها در اشعارشان نام آن را ذكر كرده‌اند و در كلامشان ضرب المثل‌هايى از آن به كار برده‌اند . خورنق منطقه‌اى در كوفه است . ابو منصور گويد : خورنق نهرى است و دربارهء آن چنين سرود : ماليات رودهاى سيلحون و جز آن صريفون و خورنق گرفته مىشود « 1 » . وى مىگويد : ابن سكيت نيز درباره خورنق چنين گفته است . بنابر گواهى آثار و اخبار ، خورنق كاخى بود كه پشت شهر حيره قرار داشت . دربارهء بنيانگذار آن اختلاف شده است ، هيثم بن عدى گويد : نعمان بن امرىء القيس بن عمرو بن عدى بن نصر بن حارث بن عمرو بن لخم بن عدى بن مرة بن ادد بن زيد بن كهلان بن سبا بن يعرب بن قحطان ملك ، در هشتاد سال پيش ، دستور بناى كاخ را صادر كرد ، خورنق در مدت شصت سال ساخته شد . و مردى از روم به نام سنمار كاخ او را ساخت . وى دو سه سال به ساختن بنا مىپرداخت و حدود پنج سال بيشتر يا كمتر ناپديد مىشد ، در جست‌وجوى وى مىرفتند ولى وى را نمىيافتند . سپس مىآمد و عذر و بهانه مىآورد ، و پيوسته تا شصت سال بدين شيوه عمل مىكرد تا اين كه از ساخت آن فراغت يافت ، و نعمان بر بالاى كاخ رفت و در برابرش دريا و در پشت سرش خشكى را ديد و ماهى ، سوسمار ، آهو و نخل را مشاهده كرد و گفت : هرگز مانند اين بنا نديده‌ام . سنمار به او گفت : من محل آجرى را مىدانم كه اگر آن آجر برداشته شود تمام كاخ فرو مىريزد ، نعمان گفت : آيا شخص ديگرى جز تو جاى آن را مىداند ؟ سنمار گفت : خير . نعمان گفت : البته آن را پنهان مىدارم و هيچ كس از آن اطلاعى پيدا نمىكند ، سپس دستور قتل او را صادر و از

--> ( 1 ) - و تجبى اليه السيلحون و دونها * صريفون في انهارها و الخورنق